تبلیغات
به شکرانه ات می نگارم - کسی که مثل هیچ کس نیست...

به شکرانه ات می نگارم

حضور یعنی او،همین جا،همین حالا...

کسی که مثل هیچ کس نیست...

بسم رب المهدی(عج)

از بالابلندی های آسمان اگر نگاه کنی می بینی که دنیا بالا و پایین زیاد دارد. زندگی هر کسی تفاوت دارد با دیگری. خواب و بیدار انسان ها یک جور نیست. یکی ستارگان بی شمار آسمان را می شمرد تا خوابش ببرد؛ من اما هر شب گناهان پر شمار خود را می شمارم تا خواب - غفلت - از سرم بپرد. آدم ها همه یکجور نیستند. یکی مثل تو - حساب و کتابش آسمانی ست، و کسی هم – مثل من - حساب و کتابش با کرام الکاتبین است. آری، خود من! روح من محل اجتماع نقیضین است، نفس من نائب فاعل گناهان است، من مضاف تمام بدی ها هستم، خیال من پر از مراعات النظیرهای زشت‌کاری ست، زبان من لبریز از آرایه های بی ادبی ست.

سرآسیمه آمده ام من تا سر بسایم به آستان کبریایی ات. آمده ام دلم را صاف کنم با تو. من هر چقدر حقیر باشم، تو بزرگ و بخشاینده و رحیمی. تمام گناه من با یک نگاه تو، هیچ می شود. تو می توانی با قلم عفو، رذائل را در پرونده اعمال من، به فضائل بدل کنی. بی شک و بی ریب، تو به هر امر محالی قادری. من از این همه غفلت و تخطی، نادمم. عقلم ته کشیده از درک و دلم سر می رود از درد. می دانم هر چه هم که بی صدا فریاد کنم، تو صدای ندبه ام را می شنوی. تو شاهد و بینا و شنوا هستی. هیچ کس اگر نبیند، تو می بینی ناله های نیلی رنگ و اشک های خون رنگم را. تو نامه های نانوشته را می خوانی، صندوق پستی تو در دل هاست. تو از نیات و خفیّات آگاهی.

گر تو مرا نبخشی، که مرا ببخشد؟ مگر که را دارم جز تو و کجا را دارم جز کوی تو. کدام خانه است که دربش همیشه برویم باز باشد؟ هیچ کس اینجا مرا نمی شناسد جز تو. هر کجا می روم از من ناشناس، کارت شناسایی می خواهند. تو که خوب می دانی، من مسافری در راه مانده ام. بعد از عمری مستأجری حال ابن السبیل بی خانمانم. مرا در بیت الهی خودت خانه نشین کند. مرا در سرای خود اتاقی ابدی بده. بهای اجاره خانه ها گران است، صاحبخانه ها بنای ناسازگاری دارند و با مستأجران مدارا نمی دارند. کدام صاحبخانه است که همیشه در شب و روز و وقت و بی وقت، منتظر مهمان باشد. کیست که مدام برنجد از کسی و نراند او را از خویش، من نمی شناسم چنینی کسی را؛ یعنی جز تو هیچکس! جز اینجا، هیچ جا! جز خانه تو هیچ خانه ای! جز کوی تو هیچ کجا! باور کن که اعتراف می کنم باز گشت همه به سوی توست... خود تو... تو و دیگر هیچ

!


راه طولانیست و وقت کم،نیمه شب استفاده کن که سرشار از نعمات شب شوی؛ قُم الّیل ألِا قلیلا...در بیداری نیمه شب چیزهایی نهفته است که در خواب شب با وضو نیست.

همانا رسیدن به خدای عزّ و جلّ سفری است که درک نمیشود مگر با مرکب بیداری شب؛أنّ الوصول ألی الله عزّو جلّ تسفرُ لا یُدرکُ إلّا بامتطاء الّیل


پ.ن: * من و گدای تمنای وصل او هیهات                      مگر به خواب ببینم خیال منظر دوست

                                    



[ سیزدهم شهریور 92 ] [ 03:49 ب.ظ ] [ میس طلبه ]

[ نظرات() ]


مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه