تبلیغات
به شکرانه ات می نگارم - دم نزدم...

به شکرانه ات می نگارم

حضور یعنی او،همین جا،همین حالا...

دم نزدم...
بسم رب المهدی(عج)

تو اتاقم عکس شهید همت  و حضرت آقا رو زده بودم به دیوار.هرکدومش واسه خودم علت داشت.گفتن از رو دیوار بردار،آدم یاد نمایشگاه دفاع مقدس میفته.گذاشتم تو یه قاب پایه دار روی میزم.گفتن از رو میز بردار خوبیت نداره درست نیست.گذاشتم رو پس زمینه گوشیم،گفتن میخوای ریا کنی؟مثلا بگی من عشق شهدا و رهبریم؟!!
نگهش داشتم توی قلبم و دم نزدم...
وقتی چادرمو و حجابمو دیدن گفتن یه خورده ببر عقب بذارببینن موداری کچل نیستی.حجابمو نبردم عقب اما خودمو کمی عقب کشیدم از اونا.گفتن امّلی دیگه نمیفهمی اجتماعی بودن و روشن فکری رو.اطلاعات روزم رو متناسب با اخلاق بیشتر کردم تا کم نداشته باشم از دانش.گفتن همه چی رو بهش چاشنی دین میزنی،اسلام و حکمش واسه 1400سال پیش به درد میخورد نه الان که علم و تکنولوژی پیشرفت کرده.
حجابمو حفظ کردم و دم نزدم...
تو رفت و اومدای خونوادگی و فامیلی محرم نامحرم رو رعایت میکردم،گفتن آخوند بازی درنیار.جشن عروسیم موزیک نداشت،کسی نیومد.گفتم میخوام آقام مهدی(عج)و بی بی زهرا(س)رو دعوت کردم بیان تو جشنم مجلس حرمت داره،گفتن خوش خیالی،بیکارن بیان اینجا؟!
توقلبم حس کردم حضورشونو و دم نزدم...
موقعی که چشمشون به منو همسرم میفتاد توهین میکردن و تمسخر.
شنیدم و دم نزدم...
دم نزدم چون میدونستم کسی هم هست که تموم این چیزها رو میبینه و ثبت میکنه.نه به خاطر اجرش بخاطر رضایت تو سختی کشیدم و دم نزدم...
خدایا فقط یه لحظه منو به خودم وانذار که فقیرترینم.با تو که باشم از هیچ سختی و مشقتی نمیترسم.همه اینا فدای یه لحظه لبخند تو.
إلهی و ربّی من لی غیرک....



[ نوزدهم شهریور 92 ] [ 09:48 ق.ظ ] [ میس طلبه ]

[ نظرات() ]


مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه